چک ≠ کال
چک یعنی «رد میکنم بدون اینکه چیزی بگذارم» و فقط وقتی ممکن است که شرطی روی میز نباشد. کال یعنی «همان مبلغ را میگذارم». تازهکارها این دو را زیاد اشتباه میگیرند.
همهٔ اصطلاحاتی که سر میز پوکر میشنوید، در یک صفحه. عمداً برای هر واژه صفحهٔ جداگانه نساختهایم؛ وقتی دنبال معنی یک اصطلاح هستید، معمولاً میخواهید چند تای دیگر را هم کنارش ببینید. اصطلاحات بر اساس ترتیب استفاده در یک دست مرتب شدهاند، نه الفبایی.
دو کارتی که فقط خودتان میبینید. در تگزاس هولدم همیشه دو تاست و تا شودان مخفی میماند.
پنج کارتی که وسط میز رو میشوند و همهٔ بازیکنان میتوانند از آنها استفاده کنند.
سه کارت مشترک اول که همزمان رو میشوند. اینجا برای اولین بار میفهمید دستتان واقعاً چیزی ساخته یا نه.
کارت مشترک چهارم. معمولاً همین کارت است که دستهای نیمهساخته را کامل یا بیارزش میکند.
کارت مشترک پنجم و آخر. بعد از آن دیگر کارتی نمیآید و فقط یک دور شرط باقی است.
دور شرطبندی اول، قبل از رو شدن فلاپ؛ وقتی فقط دو کارت خودتان را دیدهاید.
شرط اجباری که پیش از دیدن کارتها گذاشته میشود تا همیشه چیزی در پات باشد و بازی راه بیفتد.
بلایند کوچکتر، معمولاً نصف بیگ بلایند، که بازیکن سمت چپ دکمهٔ دیلر میگذارد.
بلایند بزرگتر که حداقل شرط دور اول را تعیین میکند. اندازهٔ میز معمولاً با همین عدد شناخته میشود.
رد کردن نوبت بدون گذاشتن ژتون. فقط وقتی ممکن است که کسی قبل از شما شرط نگذاشته باشد.
گذاشتن دقیقاً همان مبلغی که آخرین شرط بوده، برای ماندن در دست.
بالا بردن شرط. با رِیز، همهٔ کسانی که قبلاً حرکت کردهاند دوباره باید تصمیم بگیرند.
کنار گذاشتن کارتها و خارج شدن از دست. هرچه در پات گذاشتهاید همانجا میماند.
گذاشتن تمام ژتونهای باقیمانده. بعد از آن دیگر نمیتوانید در آن دست حرکتی کنید.
مجموع همهٔ ژتونهایی که در یک دست گذاشته شده و برندهٔ دست آن را میبرد.
نشانگری که بعد از هر دست یک صندلی میچرخد و ترتیب حرکتها را تعیین میکند.
جای شما نسبت به دکمهٔ دیلر. هرچه دیرتر حرکت کنید، اطلاعات بیشتری از حریف دارید و تصمیم بهتری میگیرید.
لحظهای که بازیکنان باقیمانده کارتهایشان را رو میکنند تا برنده مشخص شود.
کارت کناری که وقتی دو نفر ترکیب یکسانی دارند، برنده را تعیین میکند.
نسبت مبلغی که باید بگذارید به اندازهٔ پات بعد از گذاشتن آن؛ سادهترین معیار برای اینکه کال ارزش دارد یا نه.
دستی که هنوز کامل نشده ولی با آمدن یک کارت مشخص قوی میشود، مثل چهار کارت همخال در انتظار پنجمی.
شرط بستن با دستی ضعیف به این امید که حریف فولد کند.
چک یعنی «رد میکنم بدون اینکه چیزی بگذارم» و فقط وقتی ممکن است که شرطی روی میز نباشد. کال یعنی «همان مبلغ را میگذارم». تازهکارها این دو را زیاد اشتباه میگیرند.
پات فقط ژتونهای وسط میز در همین دست است. موجودی شما (استک) چیزی است که جلوی خودتان دارید. تصمیمهای درست بر اساس نسبت این دو گرفته میشود.
نوبت یعنی الان کی حرکت میکند. موقعیت یعنی شما در کل دور، زودتر حرکت میکنید یا دیرتر — و این دومی است که روی کیفیت تصمیم اثر میگذارد.
در شبیهساز ما نام هر مرحله، مبلغ پات و حرکت هر بازیکن روی صفحه نوشته میشود. سریعترین راه یادگیری همین است.
حدود ده تا: فلاپ، ترن، ریور، بلایند، پات، فولد، چک، کال، رِیز و آلاین. بقیه را در حین بازی و بهمرور یاد میگیرید.
چون این واژهها سر میز و در گفتوگوی سریع استفاده میشوند و معادل فارسیشان جا نیفتاده. ما هر دو شکل را نوشتهایم تا هم متنهای فارسی و هم منابع انگلیسی برایتان خوانا باشد.
دستی که هنوز کامل نشده ولی با آمدن یک کارت مشخص قوی میشود. مثلاً وقتی چهار کارت همخال دارید و منتظر پنجمی هستید، «درای فلاش» دارید. تصمیم درست دربارهٔ درا با محاسبهٔ پات ادز گرفته میشود، نه با حس.